معرفی سایت: اگر آنجا خانه‌ام بود…

برای ما جهان سومی های ناراضی از وضعیت مملکت که سودای ترک موطن و زندگی در ولایات فرنگ را در سر میپرورانند، هیچ چیز بدتر از این نمیشود که کسی بیاید و بگوید که “ما خارجش رو هم دیدیم، هیچ تحفه‌ای نیست!”. اگر آدم اهل منطق باشید، از طرف میخواهید که برای حرفش مدرک بیاورد. حالا اگر طرف، خیلی اهل اینترنت و این حرف‌ها نباشد، یک عذری میتراشد و کلی هم آب و تابش میدهد و تمام… . در این وضعیت، نوبت شماست که از معلومات اینترنتی‌تان استفاده کنید و بنشانیدش پای کامپیوتر و سایت ifItWereMyHome را باز کنید. همین‌طور که هاج و واج و به شدت کنجکاو به صفحه مانیتور نگاه میکند، برایش توضیح بدهید که این سایت، کارش این است که کشور شما را با یک کشور دیگر که طرف “بدش” را میگوید مقایسه میکند و آمارش را تمام و کمال میگذارد جلوی‌تان! بعد هم مثلاً ایران را با کانادا مقایسه کنید و نشانش بدهید که چقدر حرفش نامربوط است!

سایت IfItWereMyHome بصورت پیش‎فرض و از روی IP تان، موقعیت شما را پیدا میکند و ازتان میخواهد که کشور دوم را که قصد مقایسه‌ی آن با محل سکونت خودتان را دارید، انتخاب کنید. بعد بر اساس ده Criteria ی مختلف، تفاوت‌ها را با استفاده از رنگ‌های مختلف به نمایش در‌می‌آورد. مثلاً اگر علاقه‎مند باشید که زندگی در سوئد را با زندگی‌ در ایران مقایسه کنید لیستی به شکل زیر خواهید داشت:

image

همانطور که دیده‌ میشود، در این مورد خاص، زندگی در ایران 3 نکته‌ی مثبت نسبت به سوئد خواهد داشت که شامل مصرف کمتر برق (و در نتیجه کاهش قابل ملاحظه‌ی مخارج)، هزینه‌های درمانی پایین‌تر،  و مصرف بنزین کمتر خواهد بود.  در عوض، بطور میانگین، حداقل سه برابر درآمد خواهید داشت، نه سال بیشتر عمر خواهید کرد، احتمالاً 50 درصد کمتر در خطر ابتلا به ویروس HIV قرار خواهید داشت و سایر مزایایی که در صورت سوئدی بودن، به شما تعلق میگرفت.

اینها، البته آمارهای کیفی دقیقی نیستند (شاید بصورت کمّی، درست باشند)، اما میتوانند نمایش تقریبی از اختلاف سطح زندگی بین دو کشور معین باشند.

متاسفانه نمیشود از این سایت برای حمایت از کسانی استفاده کرد که میخواهند از مام میهن و خوبی‌های آن دفاع کنند، چرا که در مقایسه با خیلی از کشورهای جهان، ایران، دارای بیشترین پانل‌های رنگی‎ایست که وضعیت نامناسب جامعه را نشان میدهند. مگر اینکه بخواهید “گامبیا” را به عنوان کشور مقایسه، انتخاب کنید! ولی اگر برای همان‌منظوری که در ابتدای پست صحبتش رفت، از اطلاعات این وبسایت استفاده کنید، آنوقت میتوانید مطمئن باشید که طرف مقابل‌تان را بعد از این نمایش، آچمز خواهید کرد! بقیه‌اش با شما!

در همین‎رابطه:

Bohemian Rhapsody

مامان… همین الان یه مرد رو کشتم
تفنگ رو  رو شقیقه‌ش گذاشتم
و ماشه رو فشار دادم
و اون حالا مرده

مامان… زندگی تازه شروع شده بود
اما همه چی نابود شد.
…من تموم شد‌م،
و شیطان روحم رو ربود.

Bohemian Rhapsody (=راپسودی بوهمیان)، آهنگ معروفیه از گروه Queen و خواننده‌ی اون Freddy Mercury، که در سال 1975 ساخته شد. این آهنگ با وجود اینکه جزو موسیقی پاپ محسوب می‌شه، اما هیچ Chorus ی نداره و در واقع از چند قسمت کاملاً مستقل با سبک‌های متفاوت تشکیل شده. خیلی‏ها این اهنگ گروه کویین رو magnum opus یا شاهکار اونها میدونند که باعث شد مسیر اونا رو برای رسیدن به عنوان یکی از محبوب‎ترین گروه‌های موسیقی مردمی دنیا، هموار کنه. خصوصیت بارز این اثر، پرطرفداربودنشه در عین حال که به شدت پیچیده‌‌س. مساله دیگه، اسم ترانه‌س که تو هیچ‌کجای اون، استفاده نمیشه. تو این پست، بد ندیدم که نگاهی به این اثر متفاوت داشته‎ باشم و تحلیلی بر ترانه و موسیقی اون.

دانلود آهنگ Bohemian Rhapsody (DivShare)

دانلود آهنگ Bohemian Rhapsody (4Shared)

ساختار موسیقی
——————–

نظرات مختلفی راجع به مفاهیم پشت ترانه‌ی این اثر وجود دارن؛ بعضی‌ها معتقدن، این شعر صرفاً داستانیه درباره مردی که بوسیله شیطان فریب می‌خوره و مرتکب قتل میشه یا نمایشی از یک اعدامه و اشاره‌ای داره به داستان بیگانه، نوول معروف آلبر کامو – که داستان مردی رو روایت می‌کنه که یک نفر رو میکشه و بعد در زمان اعدام، به الهاماتی میرسه که ذهنشو روشنتر می‌کنه -. دیگران معتقدند که این ترانه، فقط برای نشستن روی آهنگ ساخته شده و همونطور که خود فردی مرکوری گفته معنی خاصی نداره. مرکوری تو یکی از صحبت‎هاش درباره این اثر، ترانه‌ی بوهمیان راپسودی رو یه سری مهملات تصادفی موزون دونسته بود. اصولاً هم از حرف زدن در مورد آثارش طفره میرفت و معمولاً وقتی ازش در این مورد سوالی میشد، حالت تهاجمی به خودش می‌گرفت. دلیل این رفتارش این بود که، اعتقاد داشت شنونده‌ها باید برداشت خودشون رو از آثار اون‌ها داشته باشن:

این یکی از اون آهنگ‌هاییه که یه حس رویایی به آدم میده. فکر کنم که مردم باید این آهنگ رو بشنوند و درباره اینکه چی از ازش فهمیدن، خودشون تصمیم‌گیری کنن…Bohemian rhapsody همینجوری رو هوا ساخته نشده

با همه‌ اینها، زمانی که آلبوم Greatest Hits کویین، در ایران به بازار اومد، یه کاور مفصل از ترجمه‌ها و توضیحات متن ترانه‌ها همراهش ارائه شد که درباره‌ی بوهمیان راپسودی، مطالب جالبی عنوان شده بود.

مردی تصادفاً مرتکب قتل می‌شه و روحش رو همانند فاوست به شیطان می‌فروشه. در شب قبل از اعدامش، خدای خودش رو صدا می‌زنه (Bismillah) و با کمک فرشتگان، از دست شیطان رهایی پیدا می‌کنه.

موسیقی این اثر از شش بخش تشکیل شده: مقدمه، Ballad، سولوی گیتار، اپرا، راک و پایان‌بندی. این شکل از تقسیم‌بندی، در کنار تغییرات ناگهای در سبک، تون صدا و سرعت اون، یه سبک نامتعارف در موسیقی راک محسوب میشه. کویین آهنگ‌های دیگه‌ای مشابه این کار داره که شامل My Fairy King،Liar و March of Black queen هستند.

Band_queen2

مقدمه (0:00 تا 0:48)
آهنگ با یک هارمونی چهارتکه و دکلمه‎ای* از فردی مرکوری در گام سی‌بمل (B Flat) شروع می‌شه، البته تو ویدیوی اثر، هرچهار عضو گروه در حال خوندن هستن، اما فقط چند ترک از صدای مرکوریه که روی هم قرار گرفتن.

آیا این زندگی واقعیه؟ یا فقط خواب می‌بینم؟چشمانت رو باز کن… واقعیت را گریزی نیست.

بعد از 15 ثانیه، پیانوی گراند شروع به نواختن می‌کنه و راوی، خودش رو  پسربچه‌ی مفلوکی معرفی می‎کنه که نیازی به ترحم دیگران نداره. بعد، یه کروماتیک نزولی روی عبارت Easy come, easy go، فضای آهنگ رو توهم‌انگیزتر می‌کنه. این بخش با شروع آرپژ پیانو در گام سی‌بمل به پاین می‌رسه.

(0:48 تا 2:36) Ballad
هماهنگ با پیانوی گراند، گیتار Deacon هم شروع به نواختن می‌کنه و مرکوری به تنهایی شروع به خوندن می‌کنه:

مامان… همین الان یه مرد رو کشتم
«      ستون فقراتم به رعشه افتاده…
باید همه چیزو پشت سر بگذارم و با واقعیت روبرو بشم..
نمیخواهم الان بمیرم… گاهی آرزو می‌کنم که کاش هیچ وقت متولد نشده بودم.»

بعد از 30 ثانیه از آغاز میان‌پرده‌ای که گیتار، در اون نقش اول آهنگ رو بازی می‌کنه، بصورت کاملاً ناگهانی، ریتم از اوج هیجان می‌افته و وارد سکوت غیرمنتظره‌ای می‌شه که فقط نت‌های پیانو هستند که بصورت ریتمیک، این سکوت رو می‌شکنند. به این صورت وارد بخش شبه‌اپرایی اثر می‌شیم. بخشی که بیشترین بار ابهام رو در کل آهنگ به دوش می‌کشه. با وجود اینکه پی‌مایه‌ی آهنگ این قسمت حفظ شده اما تقریباً از همه نظر ، با سایر قسمت‌ها متفاوت دراومده. حتی میزان به میزان  خود همین بخش هم با همدیگه متفاوتند. تک‌خوانی‎های Freddy همراه با پیانو تا همخوانی‌های سایر اعضای گروه روی درام و باس و… این قسمت اثر رو کاملاً از بقیه‌ی اون متمایز کرده.
نکته‌ی جالب در ضبط این بخش این بود که فردی مرکوری، برایان می و راجر تیلور، تونستند یک بازه‌ی گسترده صدایی رو در قسمت کر این بخش بخونند.به عبارت دیگه، May، نت‌های بم، مرکوری نت‌های میانی و تیلور، نت‌های بالای اون رو خوندند. کاری که البته با ده تا دوازده ساعت خوندن در طول روز و تولید مجموع 180 ترک جدا امکان‌پذیر شد. این بخش، با عبارت » ابلیس، یکی از  نوچه‌هایش را برای من کنار گذاشته» در گام سی به پایان میرسد.

دو قسمت بعدی، قسمت‌های هوی‌متال و جمع‌بندی آهنگ هستند که نزدیک به دو دقیقه طول میکشند.

منبع» ویکی‌پدیا

——————-

(1)  * Bohemian ها، به گروهی از مردم مقیم منطقه‌ی بوهمیا (در جمهوری چک، نزدیک مرز‌ مجارستان) و زبان تکلم اونها اطلاق میشه. از طرف دیگه، bohemians (معمولاً با b کوچک)، به گروهی از افراد (به خصوص، هنرمندان یا نویسندگان) گفته می‌شه که طرفدار مکتب بوهمیانیسم هستند. پیروان این مکتب، به زندگی آزاد و رها از قیود و قوانین رایج در دنیا اعتقاد دارند و در واقع، مرز خاصی برای کاراشون تو زندگی درنظر نمی‌گیرن.
به عنوان یه صفت، bohemian، به یه زندگی یا رفتار غیرمعمول و غیرمرسوم گفته میشه.
(2)  *  Rhapsody، یه یه قطعه‌ی موسیقی (کلاسیک) گفته می‌شه که از بخش‌های مجزا در یک موومان تشکیل شده.
(3) * فرانس لیست (Franz List)، یه اثر خیلی معروف داره به نام Hungarian Rhapsody که اگر توضیحات (1) رو مدنظر بگیریم، به یه روال انتخاب نام هوشمندانه برای  اثر کوئین ‌میرسیم که کاملاً با اونچه که در سراسر آهنگ می‌گذره، همخونی داره: یه آهنگ کاملاً غیرمتعارف که به تمام قواعد آهنگسازی موسیقی پشت پا میزنه. (توجه کنید که Hungary همون مجارستانه و نزدیکترین مرز رو با منطقه‌ی بوهمیا در جمهوری چک داره.)
(4) خیلی‌ها اعتقاد دارند که فردی مرکوری در این ترانه، به شکل پیشگویانه‌ای، مرگ خودش رو پییش‌بینی کرده بود و این ترانه‌، به نوعی به او الهام شده.  از نظر منطقی، هیچ نظری نمیشه داد.

(5) مثل اکثر آثار دیگه‌ی گروه، اعضای کویین درباره‌ی این اثر هم زیاد صحبت نمی‌کنند. برایان می و راجر تیلور، یکبار و در Greatset Hits DVD کویین، درباره‏ی این اثر اینطور صحبت کرده‌ن:

درباره‌ی راپسودی بوهمیان، خوب…فکر نکنم هیچوقت بفهمم که درباره‌ی چیه، گو اینکه اگر می‌دونستم هم چیزی راجع بهش نمی‌‎گفتم! چون واقعیت اینه که دوست ندارم راجع به اینکه آهنگامون درباره‌ی چی صحبت می‎کنند به کسی توضیحی بدم. دلیلش هم اینه که مطمئناً توضیح ما،تمام ذهنیت شنونده رو نسبت به اثر نابود می‌کنه؛ درحالیکه هرکسی این آهنگ رو با یه قسمتی از تجربیات خودش مرتبط می‌کنه. فردی (مرکوری) هم ممکنه این ترانه رو بر اساس یه اتفاقی تو زندگی شخصیش نوشته باش؛ دنبال راهی برای دوباره ساختن خودش بوده باشه. به نظرم بهتر باشه که قضاوت در مورد این ترانه رو به خودتون بسپرین.

(6) داستانی که در این ترانه روایت می‌شه، مشابه داستان رمان  «غریبه»  اثر آلبر کامو، داستان مردی رو می‌گه که کسی رو می‌کشه و نه تنها قادر به توضیح اتفاقی که پیش اومده نیست، بلکه حتی در بروز احساسش هم در مورد حادثه، دچار مشکل شده.

(7) ملودی ترانه خیلی سریع حاضر شد، اینطور که بعضی اعضای گروه می‌گن، فردی مرکوری، قطعه روی پیانو پیاده می‌کرد و همینطور به صورت ذهنی جلو میبرد.
اما مشکل اصلی، سر صداگذاری 120 لایه‌ی صدایی بود که در اون زمان و با امکانات اون موقع  ، کار خیلی مشکلی بود و  همون قسمتش به تنهایی حدود سه هفته طول کشید.
قسمت اپرایی موسیقی، حدود 70 ساعت زمان برد تا ساخته شد.
برای ساخت این آهنگ، از یک استودیوی اصلی (راکفیلد در جنوب ولز) و چهار استودیوی دیگه استفاده شد و ترک‌های متعدد صدا بر روی هم ذخیره شدند تا یک اثر بسیار پرجزئیات ساخته بشه. از این آهنگ به عنوان یکی از پرخرج‌ترین و البته پرجزئیات‌ترین آثار تاریخ موسیقی نام برده میشه.

Bohemian_Rhapsody

(8) این آهنگ، اولین کار Hit گروه در آمریکا  به حساب میومد و در رده‌ی نهم بهترین آهنگ‌های هفته قرار گرفت، اما در انگلستان اوضاع فرق می‌کرد و حدود 9 هفته، برترین ترانه‌ی چارت بود. جالب اینجاست که وقتی یکبار دیگه در یک فیلم  به نام Wayne’s World استفاده شد، فروش به مراتب بالاتری رو در آمریکا تجربه کرد.

(9) زمانی که مرکوری قصد پخش اثر رو در سال 1975 داشت، اکثر کمپانی‌ها، مدت زمان طولانی اون رو یه مشکل در مسیر موفق شدنش قلمداد کردن و خواستار کوتاه‌تر شدنش شدند. مرکوری، وقتی که اینطور دید، قطعه رو به دست یکی از دوستانش سپرد و ازش خواست که هیچ‌وقت اون رو پخش نکنه (در رادیو و تلویزیون). اما این آقای دوست، دقیقاً برعکس این کار رو انجام داد و تا 14 بار در روز، اون رو روی آنتن برد! نتیجه این شد که همه، نمونه‎ی کامل اثر رو شنیدند و پسندیدند و قطعه هم بصورت کامل توسط کمپانی‌های پخش، پذیرفته شد!

کمپانی‌های موسیقی، همه‌شون می‌خواستن که آهنگ رو کوتاه‌تر کنیم چون به نظرشون، طولانی بودن اون، باعث میشد که فروش خوبی نداشته باشه.ما می‌تونستیم این کارو بکنیم، ولی اونوقت از معنی می‌افتاد. همین الانش هم کلی نامفهومه؛ اگه میخواستیم کوتاهترش کنیم که دیگه هیچی از نمیشد درآورد!

(10) Beelzebub، در لغت به معنی شیطانه (the Devil or Satan) و تو خیلی از آثار ادبی، مثل بهشت گمشده‌ی میلتون، به عنوان دست‎راست ابلیس معرفی شده و دومین مقام شیطانی رو در جهنم داره. این کلمه، ظاهراً از لغت Beelzebul گرفته شده که به مرور زمان به b ختم شده.
از طرف دیگه، و به عنوان یه نماد باستانی، به الهه‌ای گفته میشده که ظاهر یک حشره رو داشته و خدایگان پرندگان به شمار میره.

مامان!
نمی‌خوم ناراحتت کنم
اگر که برنگشتم
گریه نکن، چون … دیگه هیچی مهم نیست.

لینک موزیک ویدیو

اگر کمبودی در این پست دیدین، ببخشید. چون مدت ها پیش نوشته بودمش و منتظر بودم تا وقت تموم کردنش رو پیدا کنم. بنابراین یه کم هول هولکی پابلیشش کردم.

Is this the real life-
Is this just fantasy-
Caught in a landslide-
No escape from reality-
Open your eyes
Look up to the skies and see-
Im just a poor boy,i need no sympathy-
Because Im easy come,easy go,
A little high,little low,
Anyway the wind blows,doesnt really matter to me,
To me
Mama,just killed a man,
Put a gun against his head,
Pulled my trigger,now hes dead,
Mama,life had just begun,
But now Ive gone and thrown it all away-
Mama ooo,
Didnt mean to make you cry-
If Im not back again this time tomorrow-
Carry on,carry on,as if nothing really matters-
Too late,my time has come,
Sends shivers down my spine-
Bodys aching all the time,
Goodbye everybody-Ive got to go-
Gotta leave you all behind and face the truth-
Mama ooo- (any way the wind blows)
I dont want to die,
I sometimes wish Id never been born at all-
I see a little silhouetto of a man,
Scaramouche,scaramouche will you do the fandango-
Thunderbolt and lightning-very very frightening me-
Galileo,galileo,
Galileo galileo
Galileo figaro-magnifico-
But Im just a poor boy and nobody loves me-
Hes just a poor boy from a poor family-
Spare him his life from this monstrosity-
Easy come easy go-,will you let me go-
Bismillah! no-,we will not let you go-let him go-
Bismillah! we will not let you go-let him go
Bismillah! we will not let you go-let me go
Will not let you go-let me go
Will not let you go let me go
No,no,no,no,no,no,no-
Mama mia,mama mia,mama mia let me go-
Beelzebub has a devil put aside for me,for me,for me-
So you think you can stone me and spit in my eye-
So you think you can love me and leave me to die-
Oh baby-cant do this to me baby-
Just gotta get out-just gotta get right outta here-
Nothing really matters,
Anyone can see,
Nothing really matters-,nothing really matters to me,

همه چیز درباره پوکوهانتس

180px-pocahontas_original.jpg

پوکوهانتس، یکی از معروفترین بومیان قرن 17 میلادی آمریکای شمالی و دختر رئیس قبیله Powhatan از قبایل مستقر در منطقه ویرجینیاسنت که با جان رولف ازدواج کرد و در سالهای آخر عمرش به شهرت رسید. وی در سالهای پایانی قرن 16 به دنیا آمد و در سال 1607، زمانی که 10 یا 12 سال بیشتر سن نداشت، جان اسمیت، یکی از رهبران گروه سفیدپوستانی که به محل زندگی شان آمده بودند از مرگ نجات داد. بنا به گفته های جان اسمیت، در حالیکه وی توسط افراد قبیله پوهاتان دستگیر و محکوم به مرگ شده بود، پوکوهانتس خودش رو روی او انداخت و طلب بخشش برای او کرد. با وجود برخی ابهامات، ه نسخه ی روایت شده توسط اسمیت، تنها مدرک قابل استناد بر وقایع به شمار میرود. داستان، هرچه بوده، باعث شد که که پوکوهانتس اغلب سفرهایی به شهر داشته باشد. در سال 1609، جان اسمینت توسط گلوله زخمی شد و مجبور به ترک ویرجینیا شد و به سمت انگلیس رهسپار شد اما خبر داده شد که در میانه راه، کشتی حامل او توسط یک کشتی فرانسوی از دزدان دریایی ربوده شده و چندی بعد، همراه با تمام سرنشینانش غرق شده. پوکوهانتس.، مرگ اسمیت رو تا زمانی که سالها بعد به انگلستان سفر کرد، باور کرد. در انگلستان و در سال 1614، او با جان رولف آشنا شد و با او ازدواج کرد.

در هیچ روایتی، از ارتباط عاشقانه بین پوکوهانتس و جان اسمیت صحبتی نشده است.
بعد از مدتی از سفر پوکوهانتس به انگلستان، او با یکی از مقامات انگلستان آشنا شد که باعث شد که به مسیحیت روی بیاورد و نام خودش را به ربکا تغییر دهد. یک سال بهعد، آنها صاحب پسری شدند که نام او را تامس گذاشتند.
در سال 1617، پوکوهانتس و جان اسمیت با هم دیدار کردند. دیداری که با برخورد بسیار سرد پوکوهانتس همراه بود و در ملاقات های بعدی، وی، اسمیت را بابت آنچه که او و قبیله اش برایش انجام دادند و او آن را ارزشمند ندانسته، سرزنش کرد. گو اینکه، اسمیت در نامه ای به ملکه، از آنچه پوکوهانتس در نجات جانش انجام داد خبر داد و درخواست کرد تا با وی محترمانه رفتار کنند. در همان سال ، رولف و پوکوهانتس سفری به سمت ویرجینیا را آغاز کردند اما در حالیکه کشتی فقط در حال پیمودن رودخانه تایمز بود، پوکوهانتس به مریضی سختی مبتلا شد که نتوانست از آن حان سالم به در ببرد و در مارس 1617 درگذشت.

pocahontasposter.jpg

از روی سرگذشت پوکوهانتس تا بحال یک انیمیشن (Pochahontas-1994) و یک فیلم (New World-2004) ساخته شده که اولی رو خیلی ها باید دیده باشن. در فیلم دنیای نو همکه نامزد دریافت جایزه ی بهترین فیلم درام اسکار 2005 شد و بازیگران بنامی مثل کالین فارل و کریستین بیل و کریستوفر پلامر در اون ایفای نقش کردند.

poch2.jpg

این فیلم، داستان کاملتری از زندگی پوکوهانتس رو به تصویر کشیده، کاری که انیمیشن دیزنی فقط برای بخشی از اون انجام داد. گو اینکه بعدها و در سال 1998، قسمت دوم کارتون پوکوهانتس که به زندگی او در انگلستان میپرداخت، اکران شد اما محبوبیت قسمت اول اون رو تکرار نکرد.

یکی از نقاط قوت کارتون پوکوهانتس، مثل همه کارهای دیزنی، موسیقی و ترانه های فیلم بود که کاملاً در خدمت قصه ی فیلم بودند و در واقع، اونو بسیار ارزشمند کردند، چیزی که بعضی از مدیران استودیوی دیزنی رو وادار کرده که ارزش این انیمیشن رو تا حد شیرشاه و حتی بیشتر از اون بالا ببرن. آلن منکین که آهنگساز فیلم بوده ، تونست جایزه بهترین موسیقی فیلم سال رو ببره. ضمن اینکه ترانه ی Color of the wind، که توسط Vanessa Williams اجرا شد، بهترین ترانه سال در مراسم اسکار شناخته شد.
(راستش من متن ترانه رو همراه با یه مقادیری توضیح، تو وبلاگ قبلی نوشته بودم، اما الان هرچی گشتم دیدم خبری ازش نیست! گوگل هم که هیچ قرابتی با بلاگفا نداره! میگه هست…ولی نیست!) به هرحال از اینجا میتونین ترانه رو بخونین و از لینک پایین هم که آهنگ ها رو دیافت کنید. (آهنگ دوم، موسیقی مربوط به میانه فیلمه که توسط
Judy Kuhn اجرا شده و به نظر من از آهنگ اسکار گرفته ی پایان فیلم قشنگ تره. آهنگ سوم هم که مربوط به دوئت پایان‌بندی میشه و توسط Shanice و Jon Secada اجرا شده.

دانلود کنید:

Colors of the Wind (Vanessa Williams – End Title)

Colors of the Wind (Judy Kuhn)

If I never knew

فید وبلاگ  ما (یعنی من را!) را به ریدر خود افزوده نمایید!

Crossover Music

به سبکی از موسیقی که گفته می شه که شنونده های زیادی رو به سمت خودش می‌کشونه و مخاطبان اصلی بازار موسیقی (=عامه مردم) رو به خودش جذب می‌کنه، بدون اینکه توجهی به سلیقه‌ی غالب اونها داشته باشه. به عبارت بهتر، وارد ذائقه‌ی عمومی میشه با توجه به این نکتع که نوع دیگری از اون، قبلاً دچار کمبود مخاطب عام بوده و با اعمال تغییراتی در اون برای نسل جدیدی از شنوندگان ارائه می‌شه.

 

معمولاً ،Crossover از استفاده یک سبک قدیمی از موسیقی به عنوان Soundtrack در یک فیلم popular شایع می شه و بنابراین می تونیم اون رو کاملاً در دسته‌ی موسیقی پاپ قرار بدیم.

 

آهنگ هایی مثل سبک Blugrass استفاده شده در فیلم «ای برادر کجایی» و یکی از ترانه های فیلم Cold Mountain که از موسیقی جنوب آمریکا بهره برده بود، باعث شدند ککه این سبک‌ها یه بار دیگه در سلیقه روز مردم مطرح بشن.

 

یکی از مهمترین و معروفترین آهنگ هایی که در دسته Crossover قرار میگیرند، آهنگ How Do I Live که توسط LeAnne Rimes خونده شد و تونست با فروش سه میلیون نسخه به عنوان یه Single و باقی موندن در 100 آهنگ برتر چارت به مدت بیش از یک سال، عن عنوان پرفروش ترین آهنگ این سبک را به خودش اختصاص بده و هم جایزه Grammy رو در سال 2001 از آن خودش بکنه.

 

Classical Crossover به نوعی بازسازی قطعات کلاسیک گفته می شه که برای مخاطب عام یا اجراکننده هایی مثل خواننده های اپرا درنظر گرفته شده. زمانی که بازه وسیعی از مخاطبان به عنوان شنوندگان Crossover در نظر گرفته می‌شوند، آهنگسازان این سبک بیشتر سراغ قطعات معروف و البته ساده‌تری می‌رن و اونها رو با تنظیم‌های جدید که برای ذائقه مخاطب مناسب باشه بازنویسی می کنند. دلیل این کار اون نیست که از پس قطعات مشکل کلاسیک برنمیان بلکه می خوان بیشتر روی یک تکه از کار تاکید داشته باشن یا اون رو راحت تر به موسیقی پاپ نزدیک کنند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.