آهنگ‌هایی از هر دو دنیا

از اونجایی که در روزگار امروز که شاهد نسل‌کشی فرهنگی در وسعت خیلی هستیم و وبلاگ‌ها با دلیل یا بی‌دلیل، یکی پس از دیگری زیر پای فیل‌های اسلام میروند، دیگه حسش نبود و نیست که تند و تند آپدیت کنیم اینا. روی همین حساب، سه تا آهنگ‎ جدید بود از اونهایی که زنده‌اند یا زنده‌بودند، و مدتی بود و هست که توی باکس موسیقی خاک میخورند، و دونه‌ای سی چهل نفر هم بیشتر ندیده بودندشان و ندیده‌اندشان اینا. به عبارت زیر:

1 – Behind the Mask….by Michael Jackshon

مرحوم مایکل جکسون، از خواننده‌های زمان نوجوانی ما بود. دوستان می‌شنیدند، ما هم کم و بیش خوشمان می‌آمد. حالا جلف‌بازی‌هایش به هویت آن زمانمان خوش نمی‌آمد ولی خوب، هنرمندی بودند برای خودشان. به هرحال خودکشی کردند، یا شدند، دو ماه پیش یک آلبوم با عنوان Michael از آن دنیا به بازار فرستادند شامل یک تعداد از ترانه‌های پخش‌نشده‎شان.  البته دلیل اینکه چرا قبلاً پخش نشده، کم و بیش با شنیدن آلبوم معلوم میشود، ولی خوب، مایکل است بالاخره. آهنگ‌های زمان ده دوازده‌سالگی‌ش را با آهنگ‌های این پسرک دلقک، جاستین بیبر مقایسه بکنید! مسلماً در هیچ قاموسی نمیگنجد! بدترین آهنگش هم از بهترین آهنگ‌های امثال Bieber و امثالهم بهتر است!

Behindthemaskmj

به هرحال بین تمام آهنگ‌های آلبوم که من البته همه‌اش را گوش نکرده‌ام، یک قطعه هست به نام Behind the Mask که اجرای خوش‌کیفیت و خوش‌ساختی از قطعه‌ای قدیمی است که تابحال توسط خوانندگان زیادی اجرا شده است. Michael Jackson این قطعه را 20 سال پیش، با کمی تغییر در ملودی و ترانه اجرا کرد، اما به خاطر موانع قانونی موفق به پخش آن در آلبوم Thriller نشد. به هرحال ظاهرااً در اون دنیا لابی کرده و این موانع بعد از مرگش برداشته شد‌ه‌اند تا شما بتوانید از جعبه‌موسیقی دانلودش کنید !

***

2- CrossFire از Brandon Flowers.

کیبوردیست گروه راک The Killers ، اواسط سال گذشته میلادی بود که اولین آلبوم مجزای خودش را با نام Flamingo به بازار فرستاد و توانست در مدت دو سه ماهه‌ای که تا پایان سال باقی مانده بود، به موفقیت‌های خوبی دست پیدا کند.

کل آلبوم به نظر من، از سطح کیفی قابل قبولی برخوردار است و میشود گفت که تمامی قطعات، متوسط رو به بالا هستند. (حالا یکی ممکنه غر بزنه که چرا نگفتم، عالی رو به پایین). برای همین، انتخابهای کافه توهم را نمینویسم.

Flamingo_cover

اولین سینگل آلبوم با عنوان CrossFire که میتوانید از جعبه‌موسیقی دریافتش کنید، خیلی زودتر از خود آلبوم بیرون آمد و به خاطر موزیک‎ویدیوی عجیب و غریب (و جک و جواتی!) که چارلیز ترون، در آن به عنوان ناجیِ براندونِ اسیر شده به دست یک مشت تروریست به ایفای نقش پرداخته بود، به سرعت به شهرت رسید. یک نکته دیگر اینکه Brandon Flowers به شدت مورد توجه دختران جوان و نوجوانی است که آرزوی دیدن لبخند او را در سر میپرورانند. (اگر سری به موزیک‌ویدیوی بالا بزنید، تو کامنتها میتونید یکی از موارد فوق را مشاهده بفرمایید!). اما اینکه حالا ما که سنی ازمان گذشته برمیداریم، لینکش میکنیم، دلیل بر این نمیشود که “آقاپسند” هم نباشد! ما روی موزیک قضیه تمرکز میکنیم!

***

3 – مجله اینترنتی ویو نوشته که عادله، رکورد بیتل را در اروپا شکست. ما یک ویدیو از این خانوم محترم در فیس‌بوک کافه‌توهم‌، آپ کردیم، صد نفر نگاه کردند، ولی دریغ از یک دونه لایک! پیشنهاد من اینه که با کلاً فیس‌بوک را با دقت بیشتری نگاه کنید!

***

4 -  Got a Friend رو از آلبوم جدید Lisa Miskovsky انتخاب کرده‌ام. Lisa که یکی از موفقترین هنرمندان  سوئدی در عرصه موسیقی پاپ مدرن محسوب میشود، در سال 2001 اولین آلبومش را وارد بازار کرد و از همان زمان هم به عنوان یک استعداد بالقوه در موسیقی پاپ اروپا مطرح شد. گو اینکه لیزا، با آهنگسازی و ترانه‌سرایی برای گروه‌های معروف موسیقی مثل Back Street Boys از مدت‌ها قبل از آلبوم اولش، اسمش را بر سر زبان‌ها انداخته بود، اما چهار آلبومی که تابحال با نام خودش به بازار فرستاده، توانسته‌اند موفقیت‌های قابل توجهی در سوئد کسب کنند.  سبک کار، Lisa به همه شبیه هست و در عین حال به هیچ‌کس شبیه نیست! بطور مثال، در این آلبوم آخرش، میشود شباهت بعضی از قطعات را به آثار گروه سوئدی Roxette (مثلاً قطعه‌ی Lover)  یا Madonna و حتی Anathema متوجه شد. نام‌ها و سبک‌های متفاوتی هستند؛ اینطور نیست؟! در عین حال، نمیشود منکر تفاوت‌های جذابی شد که Lisa در سبک‌های آشنای این گروه‌ها ایجاد کرده است.

00-lisa_miskovsky-violent_sky-2011-front

آلبوم Violent Sky آلبوم خیلی خوبی است، ولی نمیشود آنرا یک شاهکار معرفی کرد. قطعات آلبوم میتوانند تا حدی خسته‌کننده شوند که شاید بخشی از آن به صدای نه چندان خاص خواننده‌اش برگردد. در عوض، با یک خواننده‌ی خوب طرف هستیم که میداند چطور بین وکال و ملودی مساوات را برقرار کند. چیزی که به نظر میرسد در موسیقی پاپ امروز دنیا  گم شده است!

 

قطعات انتخابی کافه‌توهم از آلبوم Violent Sky

    1. This Fire
    2. Got a friend (MusicBox)
    3. The Lover
    4. Some of Us
    5. Get It On
    6. Little High

Share this on Facebook

coffeeمشترک مطالب کافه توهم شوید

ماه را بُکش!

قطعه‌ی Goodnight Moon، ساخته‌ی گروه Shivaree در سال 1999 به بازار آمد و چهارسال بعد در تیتراژ پایانی فیلم Kill Bill Vol.2 توسط کوئنتین تارانتینو مورد استفاده قرار گرفت. ترانه‌ی این اثر، به شکلی استعاری، ترس‌ از تاریکی و تنهایی شب را روایت میکند.

این قطعه‌ی شنیدنی را میتوانید از جعبه‌ی موسیقی دانلود کنید.

Kill-Bill-Volume-2-B0001LJCPC-L

اگر هنوز عضو صفحه‌ی فیس‌بوک کافه‌توهم   نیستید، پیشنهاد میکنم برای تماشای موزیک‌ویدیوی این اثر،و همین‌طور دریافت آخرین آپدیت‌های کافه، حتماً این کار را بکنید!

قصه‌های موزیکال با طعم برتون، تارانتینو و دیگران!

چند وقت پیش، علی برام یه ایمیل گذاشت که فلان کار فلان خواننده بد نیست؛ یه پست موسیقی راجع بهش بدیم. آهنگ Secret از گروه  The Pierces رو میگفت…

کارشون رو نشنیده بودم. شنیدن دو سه تا از کارهای ظاهراً معروفترشون، از جمله Secret خیلی جذبم نکرد. اما چیزی  که کنجکاوم کرد تا بقیه آهنگهاشون رو از آلبوم آخرشون گوش کنم، این بود که میشد یه جور تفاوت خوشایندی رو نسبت به آثار مشابه در این آلبوم احساس کرد. یه حس ظلمانی رمزآلود تو کارشون هست که جداً به دل آدم می‌نشینه! مثل اینه که دنی الفمن آهنگ بسازه و یا تیم برتون فیلم بسازه و اینا روش بخونن! ضمن اینکه هرکدوم از قطعاتشون آدم رو یاد آثار یهخواننده میندازه. غیر از آهنگ Secret که برای خودش اثری مجزاست و(حالا…متاسفانه یا خوشبختانه) پرطرفدارترین آهنگشون تو منطقه اروپا (یا حداقل تو اسکاندیناوی) هم هست ، بقیه آلبومشون انسجام خوبی داره ! در واقع، سایر قطعات آلبوم – که کمتر شنیده شده‌اند-، به مراتب از Secret بهتر هستند. بطور مثال من از قطعه Boring شون خیلی بیشتر خوشم اومد. احتمالاً اگه تارانتینو قرار بود واسه فیلم بعدیش از اینا استفاده کنه، حتماً این آهنگ رو برمیداشت! Boring قطعه‌ایست درباره‌ی نهایت ناامیدی و افسردگی برای سلبریتی‌های دنیای هنر که هیچ چیز، حتی مخدر هم ارضاشون نمیکنه.  ضمن اینکه  برای اولین باره که سلیقه من و سایت Allmusic رو یه آرتیست یک جور میشه! که خودش میتونه ضمانتی باشد برای سلامت آهنگ‌ها! 

boring

قطعه‌ی Boring رو از جعبه‌موسیقی دانلود کنید (یا از این لینک مستقیم). اما حتماً قطعات انتخابی کافه‌توهم از آلبوم Thirteen stories of love and revenge  رو هم گوش کنید:

  • Boring
  • It was you
  • Ruin
  • Kill! kill! kill!
  • Boy in a Rock n Roll Band

درباره گروه The Pierce:

Pierces دو تا خواهر نیویورکی هستند که با آلبومی که به اسم خودشون نامگذاری شده بود، در سال 2000 وارد بازار  موسیقی پاپ (Folk/Pop)) شدند. آلبومی که به دلیل ضعف در انتشار گسترده، موفقیتی حاصل نکرد. آلبوم دوم اونها در سال 2005 هم چندان سر و صدایی نداشت. اما، آلبوم Thirteen stories of love and revenge در سال 2007، با واکنش مثبت خیلی از منتقدان و مجلات موسیقی روبرو شد. ضمن اینکه پخش قطعه‌ی Secret  در یکی از سریال‌های تلویزیونی (Pretty little Liar) تونست از نظر بازاری هم موفقیت‌هایی رو برای خواهران به همراه بیاره.

پیوست:چند وقتی هست که وبلاگ “آ ل ب و م” رو دنبال میکنم و دنبال فرصتی میگشتم تا به اونهایی که با این وبلاگ و بردیا، نویسنده‌اش آشنا نیستند (که با توجه به سابقه‌ی اون وبلاگ، بعید به نظر میرسه) پیشنهاد کنم که حتماً مطالب اونجا رو هم به عنوان یک منبع خوب معرفی موسیقیِ خوب، مدنظر داشته باشند.

مشترک مطالب کافه‌توهم شوید

این مطلب را در فیس‌بوک به اشتراک بگذارید

راک محله‌ی لندنی‌ها

مامفورد و پسران (Mumfords and Sons) نام یک گروه فولک راک اهل لندن است که مارکوس مامفورد 23 ساله را به عنوان خواننده و نوازنده، به عنوان گرداننده‌‎ی گروه میبیند. سایر اعضای گروه شامل Ben Lovett، Winston Marshall و Ted Dawnel میشوند. گروه، در سال 2007 شکل گرفت و اولین آلبوم خود را در سال 2009 با عنوان Sigh No more! در بریتانیا و در سال 2010 در امریکا به بازار فرستاد. یک ماه پیش هم در مراسم اهدای جوایز معروف Grammy، گروه Mumford and Sons توانست برنده دو جایزه‌ی مهم شود: بهترین خواننده‎ی تازه‌کار (Best New Artist) و بهترین آهنگ راک سال (Little Rock Man – ویدیو). حتی اگر انتخاب‎های Grammy را قبول نداشته باشید، احتمالاً تا الان باید انتخاب‌های کافه‌توهم را پسند کرده باشید!  تا همین جای توضیحات فکر کنم قانع شده باشید که با گروهی غیرقابل‌صرف‏نظر، روبرو هستید! بنابراین پیشنهاد میکنم آهنگ Dust Bowl Dance را از این پدیده‌ جدید موسیقی فولک راک دانلود کنید.

Mumford And Sons - Sigh No More - Frontz

لینک بالا برای مدت محدودی فعال خواهد بود و بعدش باید بروید و توی جعبه‎موسیقی پیدایش کنید!

این مطلب را در فیس‌بوک به اشتراک بگذارید

ژانر

اینایی که کرور کرور آلبومهای روز رو میذارن تو سایتشون بعد تو همه فیلدها از اسم آرتیست گرفته تا آلبوم و عکس روی جلدش، مشخصات سایتشون رو وارد میکنن!

تازه بعد  شیش ماه هم بساط سایتشون رو جمع میکنن میرن!

فاین فرنزی::A Fine Frenzy

Alison Sudol معروف به A Fine Frenzy خواننده آمریکایی سبک راک آلترناتیو، با اولین تک‌آهنگی که به بازار فرستاد به شهرت رسید. این تک‌آهنگ با عنوان Almost Lover بهترین قطعه‌ی آلبوم سال 2007 – با عنوان One cell in the sea این خواننده هم محسوب میشود. آلبومی که با وجود نقدهای نسبتاً مثبتی که به خود دید، نتوانست Alison Sudol را با صدای متفاوتش، به عنوان پدیده‌ی جدید عرصه‌ی موسیقی آلترناتیو به بازار معرفی کند. قطعات آلبوم عموماً خوب هستندف اما به غیر از Almost Lover، سایر قطعات در یک سطح قرار میگیرند و آلبوم را تا حدودی خسته‌کننده میکنند. بخصوص که اکثر این آهنگ‌ها از ریتمی کند هم بهره میبرند؛ موضوعی که شاید در اجراهای زنده، آنچنان به تزریق هیجان به طرفداران خواننده کمک نکند.

images

   A Fine Frenzy دومین آلبوم خود را در سال 2009 و با انجام تغییراتی به بازار فرستاد. Bomb in a Bridge به شکلی محسوس و بخصوص در نیمه‌ی اول آن، از ریتم تندتری نسبت به آلبوم اول آلیسون برخوردار است. اما همچنان هم از قطعات آرام که از پیانو به عنوان ساز اصلی بهره میبرند، استفاده کرده است. این آلبوم با وجودی که مثل آلبوم اول از یک شاه‎قطعه بهره نمیبرد، اما بطول کلی، آلبومیست که در سطحی قابل قبول باقی میماند. قطعه Stood up یکی از آثار قابل توجه این آلبوم به حساب می‌آید.

Bomb_in_a_Birdcage

نسخه‌ا‌ی از تک‌آهنگ Almost Lover را که به کمک درامز،ریتم تندتری نسبت به اثر اصلی پیدا کرده  میتوانید  از جعبه موسیقی دانلود کنید. (از منوی کناری وبلاگ).

خواننده‌های مشابه: روفوس وین‌رایت (Rufus Wainright).

facebook_fan_page_iconاین مطلب را در فیس‎بوک به اشتراک بگذارید.

 

cafeicon2

آرامش به سبک نروژی

چندین سال پیش بود که گروه موسیقی آلفاویل با قطعه‌ی Big in Japan شان توانستند یکی از پرطرفدارترین آثار آن زمان در سبک تکنو –پانک را به بازار بفرستند و با آن، مدتها در رادیو و تلویزیون قدرتنمایی کنند. محبوبیت این ترانه به حدی بود که کاورهای متعددی از این اثر تا مدتها بعد از آن توسط هنرمندان مختلف اجرا شد.

ane_biginjapan_cover_200x200

یکی از این هنرمندان، آن برون (Ane Brun)، خواننده‌ی 34 ساله‌ی نروژی‌ است که در سال 2008، کاوری کاملاً متفاوت و به نوعی دگرگون شده از اثر انرژیک آلفاویل را اجرا کرد که به سرعت به یکی از اجراهای پرطرفدار منطقه‌ی اسکاندیناوی تبدیل شد. آن برون با تنظیم آکوستیک متفاوت و قابل‌تحسینی که از خود روی این اثر ( و همچنین آثار دیگری مثل True Colors اثر سیندی لاوپر و بعدها فیل کالینز) ارائه داد، خیلی زود به عنوان یکی از استعدادهای بالقوه‌ی موسیقی مطرح شد.

anebrun (1)

Big in Japan  را میتوانید از جعبه موسیقی دانلود کنید؛ از همین کنار وبلاگ!

* شنیدن این آهنگ برای اواخر شب، عصرهایی که بی‌حوصله هستید، یا روزهای تعطیل که به آرامش نیاز دارید، توصیه میشود!

* Big in Japan  در اصطلاح دهه‌های 60 و 70 میلادی، به آهنگهایی اطلاق میشد که از نظر شهرت و موفقیت تجاری در حدی نبودند که بتوان روی آنها به عنوان اثرهایی در خور توجه (حداقل در آمریکا و بریتانیا) حساب کرد. بنابراین اگر یک گروه موسیقی، حتی طرفداران زیادی در ژاپن هم داشت، نمیشد به عنوان گروهی پرطرفدار از آنها یاد کرد: آنها فقط در ژاپن، مشهور بودند! 

* وقتی کسی مثلاً به شما میگوید I’m big in Japan، یعنی که شما ادعایی میکنید که برای شما که مثلاً در ایران هستید، قابل رد کردن نیست. نمیتوانید حرفش را نقض کند، چون از اوضاع در ژاپن ‌خبر ندارید!

* مرسی از شب‌کلاه بابت اینکه من رو با این خواننده اشنا کرد!

ah

بازخوانی یک پرونده: Bohemian Rhapsody

این پست، اولین‌بار دو سال و نیم پیش در کافه‌توهم منتشر شده بود. بد ندیدم برای دوستانی که به جمع خوانندگان جدید این وبلاگ پیوسته‌اند، با تغییراتی در سبک نگارش، اون رو مجدداً منتشر کنم. از دوستانی که قبلاً این نوشته رو خونده‌ند معذرت میخوام.

مامان…! همین الان یه مرد رو کشتم.
تفنگ رو  رو شقیقه‌ش گذاشتم
و ماشه رو فشار دادم
و اون حالا مرده.

مامان…! زندگی تازه شروع شده بود
اما همه چی نابود شد.
…من تموم شد‌م،
و شیطان روحم رو ربود.

Bohemian Rhapsody (=راپسودی بوهمیان)، آهنگ معروفی از گروه Queen و خواننده‌ی اون Freddy Mercury است، که در سال 1975 ساخته شد. این آهنگ با وجود اینکه جزو موسیقی پاپ محسوب می‌شود، اما هیچ بخش Chorus ی ندارد و در واقع از چند قسمت کاملاً مستقل با سبک‌های متفاوت تشکیل شده است. خیلی‏ها این اهنگ گروه کویین رو magnum opus یا شاهکار آنها محسوب میکنند که باعث شد مسیر آنها را برای رسیدن به عنوان یکی از محبوب‎ترین گروه‌های موسیقی مردمی دنیا، هموار کند. خصوصیت بارز این اثر، پرطرفداربودنش آن است و  در عین حال، که به شدت پیچیده‌‌ست. مساله دیگر، نام انتخاب شده برای ترانه‌ است که در هیچ‌کجای آن، استفاده نشده است. تو این پست، بد ندیدم که نگاهی به این اثر متفاوت داشته‎ باشم و تحلیلی بر ترانه و موسیقی آن.

ساختار موسیقی:

نظرات مختلفی راجع به مفاهیم پشت ترانه‌ی این اثر وجود دارد؛ بعضی‌ها معتقدند که این شعر صرفاً داستانی درباره مردی‎ست که بوسیله شیطان فریب می‌خورد و مرتکب قتل میشود؛ یا نمایشی‎ست از یک اعدام و اشاره‌ای دارد به داستان بیگانه، نوول معروف آلبر کامو – که روایتگر زندگی مردی‌ است که یک نفر رو میکشد و بعد در زمان اعدام، به الهاماتی میرسد که ذهنش را روشنتر می‌کند. دیگران معتقدند که این ترانه، فقط برای هماهنگ شدن روی آهنگ از پیش‌ساخته نوشته شده و همانطوری که خود فردی مرکوری گفته معنی خاصی ندارد. مرکوری ذر یکی از صحبت‎هایش درباره این اثر، راپسودی بوهمیان را مجموعه‌ای از مهملات تصادفی موزون نامیده بود. او که اصولاً از حرف زدن در مورد آثارش طفره میرفت، معمولاً زمانی که در این‌باره، مورد سوال قرار میگرفت، حالتی تهاجمی به خود می‌گرفت. دلیل این رفتارش این بود که، اعتقاد داشت شنونده‌ها باید برداشت خودشان رو از آثار اون‌ها داشته باشند:

این یکی از اون آهنگ‌هاییه که یه حس تو رویا بودن به آدم میده. فکر کنم که مردم باید این آهنگ رو بشنوند و درباره اینکه چی از ازش فهمیدن، خودشون تصمیم‌گیری کنن…Bohemian rhapsody همینجوری رو هوا ساخته نشده

با همه‌ اینها، سال‌ها پیش، زمانی که آلبوم Greatest Hits کویین، در ایران به بازار آمد، یک کاور مفصل به همراه ترجمه‌ی ترانه‌ها و توضیحاتی درباره‌ی آنها ارائه شد. در این توضیحات، درباره‌ی بوهمیان راپسودی مطالب جالبی عنوان شده بود:

مردی تصادفاً مرتکب قتل می‌شود و روحش را همانند فاوست به شیطان می‌فروشد. در شب قبل از اعدامش، او خدای خود را صدا می‌زند (Bismillah) و با کمک فرشتگان، از دست شیطان رهایی پیدا می‌کند.

موسیقی این اثر از شش بخش تشکیل شده: مقدمه، Ballad، سولوی گیتار، اپرا، راک و پایان‌بندی. این شکل از تقسیم‌بندی، در کنار تغییرات ناگهای در سبک، تون صدا و سرعت اون، یه سبک نامتعارف در موسیقی راک محسوب میشود کویین آهنگ‌های دیگری هم مشابه این کار دارد. قطعاتی مثل  My Fairy King،Liar و March of Black queen، از جمله این موارد هستندو .

bohemian

مقدمه (0:00 تا 0:48)
آهنگ، با یک هارمونی چهارتکه و دکلمه‎ای* از فردی مرکوری در گام سی‌بمل (B Flat) شروع می‌شود. البته در ویدیوی اثر، هرچهار عضو گروه در حال خواندن هستند. بااینحال، این فقط چند ترک از صدای مرکوری است که روی هم قرار گرفته‌اند

آیا این زندگی واقعیه؟ یا فقط خواب می‌بینم؟چشمانت رو باز کن… واقعیت را گریزی نیست.

بعد از 15 ثانیه، پیانوی گراند شروع به نواختن می‌کند. راوی، خودش را پسربچه‌ی مفلوکی معرفی می‎کند که نیازمند ترحم دیگران نیست. بعد، یک کروماتیک نزولی روی عبارت Easy come, easy go، فضای آهنگ را متوهم‌تر می‌کند (متناسب با حال و هوای کافه‌توهم!).
این بخش با شروع آرپژ پیانو در گام سی‌بمل به پایان می‌رسد.

(0:48 تا 2:36) Ballad
هماهنگ با پیانوی گراند، گیتار Deacon هم شروع به نواختن می‌کند و مرکوری به تنهایی، خواندن را آغاز میکند:

مامان… همین الان یه
نفر رو کشتم
“      تمام ستون بدنم به رعشه افتاده…
باید همه چی رو کنار بگذارم و با واقعیت روبرو بشم..
نمیخواهم الان بمیرم… گاهی وقتا آرزو می‌کنم که کاش هیچ وقت متولد نشده بودم.”

بعد از 30 ثانیه از آغاز میان‌پرده‌ای که گیتار، در آن نقش اول آهنگ را بازی می‌کند، بصورت کاملاً ناگهانی، ریتم از اوج سقوط میکند و وارد سکوت غیرمنتظره‌ای میشویم. فقط نت‌های پیانو هستند که بصورت ریتمیک، این سکوت رو می‌شکنند تا به این صورت وارد بخش شبه‌اپرایی اثر شویم. بخشی که بیشترین بار ابهام را در کل آهنگ به دوش می‌کشد. با وجود اینکه پی‌مایه‌ی آهنگ این قسمت حفظ شده اما تقریباً از همه نظر ، با سایر قسمت‌ها متفاوت از آب درآمده است. حتی میزان به میزان  خود همین بخش هم با هم متفاوتند. تک‌خوانی‎های Freddy همراه با پیانو، با همخوانی‌های سایر اعضای گروه روی درام و باس و… این قسمت اثر را کاملاً از بقیه‌ی آن متمایز کرده است.
نکته‌ی جالب در ضبط این بخش این بود که فردی مرکوری، برایان می و راجر تیلور، توناستند یک بازه‌ی گسترده صدایی را در قسمت کر این بخش بخوانند.به عبارت دیگه، May، نت‌های بم، مرکوری نت‌های میانی و تیلور، نت‌های بالای اون را اجرا کردند. کاری که البته با ده تا دوازده ساعت خوندن در طول روز و تولید مجموع 180 ترک جدا امکان‌پذیر شد. این بخش، با عبارت ” ابلیس، یکی از  نوچه‌هایش را برای رسیدن به حساب من کنار گذاشته” در گام سی به پایان میرسد.

دو قسمت بعدی، قسمت‌های هوی‌متال و جمع‌بندی آهنگ هستند که نزدیک به دو دقیقه طول میکشند.

منبع» ویکی‌پدیا

——————-

(1)  * Bohemian ها، به گروهی از مردم مقیم منطقه‌ی بوهمیا (در جمهوری چک، نزدیک مرز‌ مجارستان) و زبان تکلم انها اطلاق میشود. در تعریف دیگر، bohemians (معمولاً با b کوچک)، به گروهی از افراد (به خصوص، هنرمندان یا نویسندگان) گفته می‌شود که طرفدار مکتب بوهمیانیسم هستند. پیروان این مکتب، به زندگی آزاد و رها از قیود و قوانین رایج در دنیا اعتقاد دارند و در واقع، مرز خاصی برای کاراشون تو زندگی درنظر نمی‌گیرند.
به عنوان یه صفت، bohemian، توصیف کننده‌ی یک زندگی و یا رفتار غیرمعمول و غیرمرسوم است.
(2)  *  Rhapsody، یه یه قطعه‌ی موسیقی (کلاسیک) گفته می‌شود که از بخش‌های مجزا در یک موومان تشکیل شده باشد.
(3) * فرانس لیست (Franz List)، اثر معروفی به نام Hungarian Rhapsody دارد که اگر توضیحات (1) را مدنظر قرار دهیم، به یک روال نامگذاری هوشمندانه برای  این اثر کوئین ‌میرسیم که کاملاً با آنچه که تغییرات جاری در سراسر آهنگ همخوانی دارد: آهنگی کاملاً غیرمتعارف که به تمام قواعد آهنگسازی موسیقی پشت پا میزند. (توجه کنید که  Hungary نام انگلیسی کشور مجارستان است که نزدیکترین مرز را با منطقه‌ی Bohemia در جمهوری چک دارد.
(4) خیلی‌ها اعتقاد دارند که فردی مرکوری در این ترانه، به شکل پیشگویانه‌ای، مرگ خود را پیش‌بینی کرده و این ترانه‌، به نوعی به او الهام شده بوده است.  از نظر منطقی، هیچ نظری نمیشود داد.

(5) مثل اکثر آثار دیگر گروه، اعضای کویین درباره‌ی این اثر هم زیاد صحبت نمی‌کنند. برایان می و راجر تیلور، یکبار و در Greatset Hits DVD کویین، درباره‏ی این اثر اینطور صحبت کرده‌‌اند:

درباره‌ی راپسودی بوهمیان، خوب…فکر نکنم هیچوقت بفهمم که درباره‌ی چیه، گو اینکه اگر می‌دونستم هم چیزی راجع بهش نمی‌‎گفتم! چون واقعیت اینه که دوست ندارم راجع به اینکه آهنگامون درباره‌ی چی صحبت می‎کنند به کسی توضیحی بدم. دلیلش هم اینه که مطمئناً توضیح ما،تمام ذهنیت شنونده رو نسبت به اثر نابود می‌کنه؛ درحالیکه هرکسی این آهنگ رو با یه قسمتی از تجربیات خودش مرتبط می‌کنه. فردی (مرکوری) هم ممکنه این ترانه رو بر اساس یه اتفاقی تو زندگی شخصیش نوشته باشه؛ دنبال راهی برای دوباره ساختن خودش بوده باشه. به نظرم بهتر باشه که قضاوت در مورد این ترانه رو به خودتون بسپرین.

(6) داستانی که در این ترانه روایت می‌شود، مشابه داستان رمان  “غریبه”  اثر آلبر کامو، داستان مردی است که کسی رو می‌کشد و نه تنها قادر به توضیح اتفاقی که پیش آمده نیست، بلکه حتی در بروز احساسش در مورد حادثه هم، دچار مشکل میشود.

(7) ملودی ترانه خیلی سریع حاضر شد، اینطور که بعضی اعضای گروه می‌گن، فردی مرکوری، قطعه روی پیانو پیاده می‌کرد و همینطور به صورت ذهنی جلو میبرد.
اما مشکل اصلی، در هنگام صداگذاری 120 لایه‌ی صدایی (Tracks) بود که در آن زمان و با امکانات آن موقع  ، کار خیلی مشکلی بود و  فقط همان قسمت ابتدایی آن، به تنهایی حدود سه هفته طول کشید.
قسمت اپرایی موسیقی، حدود 70 ساعت زمان برد تا ساخته شود.
برای ساخت این آهنگ، از یک استودیوی اصلی (راکفیلد در جنوب ولز) و چهار استودیوی دیگه استفاده شد و ترک‌های متعدد صدا بر روی هم ذخیره شدند تا یک اثر بسیار پرجزئیات بدست بیاید.

از این آهنگ به عنوان یکی از پرخرج‌ترین و البته پرجزئیات‌ترین آثار تاریخ موسیقی نام برده میشود.

bohemian-rhapsody1

(8) این آهنگ، اولین کار Hit گروه در آمریکا  به حساب می‌آمد و در زمان انتشار، در رده‌ی نهم بهترین آهنگ‌های هفته قرار گرفت، اما در انگلستان اوضاع فرق داشت و Bohemian Rhapsody حدود 9 هفته، برترین ترانه‌ی چارت بود. جالب اینجاست که وقتی یکبار دیگر در یک فیلم  به نام Wayne’s World استفاده شد، فروش به مراتب بالاتری رو در آمریکا تجربه کرد.

(9) زمانی که مرکوری قصد پخش اثر در سال 1975 را داشت، اکثر کمپانی‌ها، مدت زمان طولانی آهنگ را  مشکلی در مسیر موفق شدنش قلمداد کردند و خواستار کوتاه‌تر شدنش شدند. مرکوری، وقتی که اینطور دید، قطعه را به دست یکی از دوستانش سپرد و از او درخواست کرد که آن را (در رادیو و تلویزیون) پخش نکند. اما این آقای دوست، دقیقاً برعکس این کار را انجام داد و تا 14 بار در روز، آن را بصورت کامل روی آنتن برد! نتیجه این شد که همه، نمونه‎ی کامل اثر را شنیدند و پسندیدند و قطعه هم بهمان‌صورت توسط کمپانی‌های پخش، پذیرفته شد!

….ما می‌تونستیم این کارو بکنیم، ولی اونوقت از معنی می‌افتاد. همین الانش هم کلی نامفهومه؛ اگه میخواستیم کوتاهترش کنیم که دیگه هیچی از نمیشد درآورد!

(10) Beelzebub که در میانه‌ی ترانه استفاده میشود، در لغت به معنی شیطان است (the Devil or Satan) و در خیلی از آثار ادبی (مثل بهشت گمشده‌ی میلتون)، به عنوان دست‎راست ابلیس معرفی شده و دومین مقام شیطانی را در جهنم دارد. این کلمه، ظاهراً از لغت Beelzebul گرفته شده که به مرور زمان به b ختم شده.
از طرف دیگر، و به عنوان یک نماد باستانی، به الهه‌ای گفته میشده که ظاهر یک حشره رو داشته و در واقع به عنوان خدایگان پرندگان به شمار میرفته است.

مامان!
نمی‌خوم ناراحتت کنم
اگر که برنگشتم
گریه نکن، چون … دیگه هیچی مهم نیست.

:»  موزیک ویدیو Bohemian Rhapsody را از اینجا ببینید.

emailiconcafeicon2

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.