چه خوشگل شدی امشب
فوریه 25, 2011 بیان دیدگاه
الان که بزرگتر شده ام، بهتر متوجه میشم که چه جملهی توهینآمیزیه! یعنی تا قبل امشب تماشای قیافهی میمون از ریخت تو قابل تحملتر بوده!
ویرایش دوم
فوریه 25, 2011 بیان دیدگاه
الان که بزرگتر شده ام، بهتر متوجه میشم که چه جملهی توهینآمیزیه! یعنی تا قبل امشب تماشای قیافهی میمون از ریخت تو قابل تحملتر بوده!
فوریه 18, 2011 2 دیدگاه
یه بیانیه ی درست هم میخوان بدن واسه عدم خشونت،میگن دست روی “برادرانشون” بلند نمیکنند: تبعیض جنسیتی در حد تیم ملّی! مملکته داریم!؟
(بیانیه از طرف یه گروه از افسران سپاهه به فرمانده سپاه)
We promise our people that we will not shoot nor beat our brothers who are seeking to express legitimate protest against the policies and conduct of their leader.
فوریه 17, 2011 4 دیدگاه
وبلاگنویس بمیرد…آمار بازدید دیروزش رو که به تعداد انگشتان یه دست رسیده، نبیند.
فوریه 9, 2011 بیان دیدگاه
شماها یادتون نمیاد… یه موقع کلی پول میدادیم کمکدرسیهای گامبهگام رو میگرفتیم که جواباش رو کپی کنیم، بعد میرسیدیم به این جمله که:
“حل این مساله به عهده دانش آموز است ”!
آی کنف میشدیم…!
فوریه 2, 2011 6 دیدگاه
– بر همین منوال، لابد یک دانه یاقوت هم صدجا نشستهاند؛ سرِ بچه گول مالیدن که مالیات نداره!
من از طرف خودم و سایر شمایی که تو بزرگسالی دچار لکنت گرامری شدهاند، از مصطفی رحماندوست و سایر گردآوردگان کتاب فارسی دورهی دبستان عذر میخواد!
– به قول معروف، مملکته داریم…؟!
– یعنی اونوقت نمیشد که مثلاً بشه “صددانه یاقوت، دستهبهدستهند…با نظم و ترتیب، یکجا نشستهند”؟
توضیح واصله: یک مرد آنست که روی پای خودش بایستد، حالا بنشیند هم موردی ندارد؛ مهم اینست که صدتا نشود. اگر هم شدند، طبق موازین، به همون صورت تکی باهاش برخورد میشود. این قضیه در مورد دانههای یاقوت هم صادق است!
این مطلب را به فیسبوک به اشتراک بگذارید
فوریه 1, 2011 بیان دیدگاه
Insanity: doing the same thing over and over again and expecting different results.
جنون یعنی اینکه یک کار را بارها و بارها تکرار کنی و انتظار گرفتن نتیجهای متفاوت از قبل را داشته باشی.
مرحوم اینشتین